das Wollknäuel

Aussprache: /ˈvɔlˌknɔɪ̯əl/
Worttrennung: Woll·knäu·el
اسم

کلاف کاموا، گلوله کاموا

Bedeutungen

1

کاموای پیچیده شده به دور خود به شکل یک توپ یا کلاف برای استفاده در بافندگی یا قلاب‌بافی.

  • Die Katze spielte mit dem Wollknäuel und rollte es durch das Wohnzimmer.گربه با کلاف کاموا بازی می‌کرد و آن را در اتاق نشیمن می‌غلتاند.
  • Sie kaufte mehrere Wollknäuel in verschiedenen Farben für ihren neuen Pullover.او چندین کلاف کاموا در رنگ‌های مختلف برای پلیور جدیدش خرید.
  • Ein loses Ende des Wollknäuels verfing sich im Stuhlbein.یک سر شل کلاف کاموا به پایه صندلی گیر کرد.