das Wollknäuel
کلاف کاموا، گلوله کاموا
Bedeutungen
1
کاموای پیچیده شده به دور خود به شکل یک توپ یا کلاف برای استفاده در بافندگی یا قلاببافی.
- Die Katze spielte mit dem Wollknäuel und rollte es durch das Wohnzimmer.گربه با کلاف کاموا بازی میکرد و آن را در اتاق نشیمن میغلتاند.
- Sie kaufte mehrere Wollknäuel in verschiedenen Farben für ihren neuen Pullover.او چندین کلاف کاموا در رنگهای مختلف برای پلیور جدیدش خرید.
- Ein loses Ende des Wollknäuels verfing sich im Stuhlbein.یک سر شل کلاف کاموا به پایه صندلی گیر کرد.