اسم
تمرین ورزشی، تمرین بدنی (معمولاً شدید)
جملات نمونه برای Workout:
Gestern habe ich ein ''Workout'' auf dem Laufband absolviert.
دیروز یک تمرین ورزشی روی تردمیل انجام دادم.
„Mit 85 Jahren ist [Ruth Bader Ginsburg] die älteste Richterin am Supreme Court. Dafür muss man was tun: tägliches ''Workout.'' Eiserne Disziplin.“
در ۸۵ سالگی، [روث بیدر گینزبورگ] مسنترین قاضی دیوان عالی است. برای این کار باید تلاش کرد: تمرین روزانه. انضباط آهنین.