die Wortführerin
سخنگو (زن)، نماینده (زن)، رهبر (زن)
Bedeutungen
1
زنی که به نمایندگی از یک گروه، سازمان یا جنبش صحبت میکند و دیدگاهها و خواستههای آن را بیان میدارد.
- Die Wortführerin der Protestbewegung gab eine Erklärung ab.سخنگوی زن جنبش اعتراضی بیانیهای صادر کرد.
- Als Wortführerin trat sie bei vielen öffentlichen Veranstaltungen auf.او به عنوان نماینده زن در بسیاری از رویدادهای عمومی سخنرانی کرد.
- Die Wortführerin wurde von den Medien interviewt.با سخنگوی زن مصاحبه شد.