die Wortfindungsstörung

Aussprache: /ˈvɔʁtˌfɪndʊŋsʃtyːʁʊŋ/
Worttrennung: Wort·fin·dungs·stö·rung
اسم

اختلال یافتن کلمه (مشکل در پیدا کردن کلمه مناسب هنگام صحبت)

Bedeutungen

1

یک اختلال گفتاری که در آن فرد در یافتن کلمات مناسب هنگام صحبت کردن مشکل دارد، که اغلب در اثر آسیب مغزی یا بیماری‌های عصبی رخ می‌دهد.

  • Nach dem Schlaganfall litt er unter einer schweren Wortfindungsstörung.پس از سکته مغزی، او از اختلال شدید در یافتن کلمه رنج می‌برد.
  • Die Wortfindungsstörung macht es ihr schwer, flüssig zu sprechen.اختلال در یافتن کلمه، صحبت کردن روان را برای او دشوار می‌کند.
  • Logopäden helfen Patienten mit Wortfindungsstörungen, ihre Kommunikationsfähigkeiten zu verbessern.گفتاردرمانگران به بیمارانی که دچار اختلال در یافتن کلمه هستند کمک می‌کنند تا مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشند.