das Wortgeplänkel

Aussprache: /ˈvɔʁtɡəˌplɛŋkl̩/
Worttrennung: Wort·ge·plän·kel
اسم

بگو مگوی بی‌اهمیت، بحث‌های سطحی، شوخی‌های کلامی

Bedeutungen

1

گفتگوی سبک و بی‌اهمیت، معمولاً بین آشنایان یا در موقعیت‌های اجتماعی غیررسمی؛ شامل شوخی‌های کلامی یا بحث‌های کوتاه و سطحی.

  • Sie unterhielten sich bei Kaffee über belangloses Wortgeplänkel.آنها هنگام نوشیدن قهوه، در مورد گفتگوی بی‌اهمیت صحبت می‌کردند.
  • Das Wortgeplänkel zwischen den beiden Kollegen war humorvoll.بگو مگو بین دو همکار، شوخ‌طبعانه بود.
  • Er mochte die lockere Atmosphäre und das nette Wortgeplänkel.او فضا و گفتگوی دوستانه و بی‌اهمیت را دوست داشت.