der Wortschatz

Aussprache: /ˈvɔʁtʃats/
Worttrennung: Wort·s·chatz
اسم

دایره واژگان، واژگان

Bedeutungen

1

مجموعه کلماتی که یک فرد می‌شناسد و قادر به استفاده از آن‌هاست؛ دایره لغات.

  • Ein großer Wortschatz ist wichtig für gute Kommunikation.دایره واژگان بزرگ برای ارتباط خوب مهم است.
  • Durch das Lesen von Büchern erweitert sich der eigene Wortschatz.با خواندن کتاب، دایره واژگان فرد گسترش می‌یابد.
  • Sie hat einen beeindruckenden Wortschatz für ihr Alter.او دایره واژگان چشمگیری برای سن خود دارد.
2

مجموعه کلمات یا واژگان مربوط به یک حوزه خاص، موضوع یا زبان.

  • Der Wortschatz der deutschen Sprache ist sehr reichhaltig.دایره واژگان زبان آلمانی بسیار غنی است.
  • Wir lernen heute den Wortschatz zum Thema 'Reisen'.امروز واژگان مربوط به موضوع 'سفر' را یاد می‌گیریم.
  • Dieser Fachartikel verwendet einen komplexen wissenschaftlichen Wortschatz.این مقاله تخصصی از دایره واژگان پیچیده علمی استفاده می‌کند.