die Wundfährte

Aussprache: /ˈvʊntˌfɛːɐ̯tə/
Worttrennung: Wund·fähr·te
اسم

رد خون، رد زخمی (حیوان تیرخورده)

Bedeutungen

1

ردی که توسط یک حیوان زخمی یا تیرخورده بر روی زمین به جا می‌ماند و معمولاً با خون یا مایعات بدن مشخص می‌شود؛ رد خون. (مترادف Rotfährte و Schweißfährte)

  • Die Wundfährte zeigte, dass das Tier stark blutete.رد زخم نشان می‌داد که حیوان به شدت خونریزی کرده است.
  • Der Förster untersuchte die Wundfährte sorgfältig.جنگل‌بان رد زخم را با دقت بررسی کرد.
  • Ohne die Wundfährte wäre die Jagd erfolglos geblieben.بدون رد زخم، شکار بی‌نتیجه می‌ماند.