das Wurfgeschoß

Aussprache: /ˈvʊʁfɡəˌʃɔs/
Worttrennung: Wurf·ge·schoß
اسم

پرتابه، شیء پرتابی

Bedeutungen

1

شیئی که با دست یا با وسیله‌ای به سمت هدف پرتاب می‌شود.

  • Der Speer ist ein altes Wurfgeschoß.نیزه یک پرتابه قدیمی است.
  • Die Kinder warfen mit einem weichen Ball als Wurfgeschoß.بچه‌ها با یک توپ نرم به عنوان پرتابه بازی می‌کردند.
  • Ein Wurfgeschoß traf das Fenster.یک شیء پرتابی به پنجره برخورد کرد.
2

در زمینه نظامی، هر شیئی که پرتاب می‌شود، مانند گلوله توپ یا موشک.

  • Das Wurfgeschoß schlug in der Nähe des Ziels ein.پرتابه در نزدیکی هدف فرود آمد.
  • Die Artillerie feuerte ein Wurfgeschoß ab.توپخانه یک پرتابه شلیک کرد.
  • Moderne Wurfgeschosse sind sehr präzise.پرتابه‌های مدرن بسیار دقیق هستند.