der Wurfspieß
نیزه پرتابی، دِرفش
Bedeutungen
1
نیزهای که برای پرتاب کردن و هدف قرار دادن ساخته شده است؛ سلاح پرتابی.
- Der Athlet warf den Wurfspieß über eine beeindruckende Distanz.ورزشکار نیزه پرتابی را مسافت چشمگیری پرتاب کرد.
- Im antiken Krieg war der Wurfspieß eine wichtige Waffe.در جنگهای باستانی، نیزه پرتابی سلاح مهمی بود.
- Der Speerwerfer trainiert regelmäßig mit dem Wurfspieß.نیزهانداز به طور منظم با نیزه پرتابی تمرین میکند.