der Wurmbefall

Aussprache: /ˈvʊrmbəˌfal/
Worttrennung: Wurm·be·fall
اسم

آلودگی انگلی/کرمی، کرم‌زدگی

Bedeutungen

1

وجود و تکثیر کرم‌های انگلی در بدن انسان، حیوان یا گیاه که باعث بیماری یا آسیب می‌شود.

  • Der Tierarzt behandelte den Wurmbefall bei der Katze.دامپزشک آلودگی انگلی گربه را درمان کرد.
  • Ein starker Wurmbefall kann bei Kindern zu Wachstumsstörungen führen.آلودگی شدید انگلی در کودکان می‌تواند منجر به اختلالات رشد شود.
  • Die Pflanzen litten unter einem Wurmbefall der Wurzeln.گیاهان از آلودگی کرمی ریشه‌ها رنج می‌بردند.