der Wurstverkäufer
فروشنده سوسیس
Bedeutungen
1
شخصی که شغلش فروش انواع سوسیس و کالباس است، معمولاً در قصابیها، سوپرمارکتها یا دکههای فروش غذا.
- Der Wurstverkäufer empfahl uns eine spezielle Salami.فروشنده سوسیس یک سالامی مخصوص به ما توصیه کرد.
- Am Marktstand stand ein freundlicher Wurstverkäufer.در غرفه بازار، یک فروشنده سوسیس خوش برخورد ایستاده بود.
- Der Wurstverkäufer schnitt die Wurst in dünne Scheiben.فروشنده سوسیس، سوسیس را به ورقههای نازک برش داد.