اسم
انبوه درهمبرهم، توده بینظم، شلختگی (تحقیرآمیز)
جملات نمونه برای Wust:
In seinem Arbeitszimmer fand sich ein ''Wust'' von Zeitungsausschnitten aus längst vergangenen Tagen.
در اتاق کارش انبوهی درهمبرهم از بریدههای روزنامه از سالیان دور یافت میشد.
„Doch solche Tricks waren eine kleine Erleichterung für römische Leser, die sich ja dann im zweiten, regional gegliederten Teil des Büchleins durch einen ''Wust'' bizarrer Stammes- und Ortsnamen kämpfen mussten.“
«اما چنین ترفندهایی تسکین کوچکی برای خوانندگان رومی بود که سپس در بخش دوم کتابچه، که به صورت منطقهای تقسیمبندی شده بود، باید از میان انبوهی از نامهای عجیب و غریب قبایل و مکانها عبور میکردند.»