x-förmig

Aussprache: /ˈɪksˌfœrmɪç/
Worttrennung: x··för·mig
صفت

به شکل ضربدر (X)

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به حرف لاتین X یا علامت ضربدر.

  • Die Brücke hat eine x-förmige Konstruktion.این پل ساختاری ضربدری (X-شکل) دارد.
  • Er schnitt das Holz x-förmig zu.او چوب را به شکل ضربدر برش داد.
  • Die Sterne am Himmel sahen x-förmig aus.ستاره‌های آسمان شبیه ضربدر به نظر می‌رسیدند.