die Xenoglossie
زبانبیگانهگویی، صحبت کردن ناخودآگاه به یک زبان خارجی ناشناخته
Bedeutungen
1
توانایی یا پدیدهای که در آن فردی به زبانی صحبت میکند که هرگز آن را نیاموخته است، اغلب در زمینههای پاراسایکولوژی یا مطالعات پدیدههای روانی غیرعادی.
- Die angebliche Xenoglossie der Frau wurde von Linguisten untersucht.زبانبیگانهگویی ادعایی آن زن توسط زبانشناسان مورد بررسی قرار گرفت.
- Fälle von Xenoglossie sind selten und schwer wissenschaftlich zu belegen.موارد زبانبیگانهگویی نادر هستند و اثبات علمی آنها دشوار است.
- Er behauptete, durch Xenoglossie fließend Französisch sprechen zu können, obwohl er es nie gelernt hatte.او ادعا کرد که میتواند به واسطه زبانبیگانهگویی به طور روان فرانسوی صحبت کند، اگرچه هرگز آن را نیاموخته بود.