die Zärtlichkeit

Aussprache: /ˈt͡sɛːrtlɪçˌkaɪ̯t/
Worttrennung: Zärt·lich·keit
اسم

لطافت، محبت، ابراز عشق و نوازش

Bedeutungen

1

نشان دادن محبت، عشق یا مهربانی از طریق لمس، کلمات یا اعمال آرام و لطیف؛ نوازش و ابراز علاقه.

  • Die Mutter streichelte ihr Kind mit großer Zärtlichkeit.مادر با محبت فراوان فرزندش را نوازش کرد.
  • Er zeigte seine Zärtlichkeit durch kleine Gesten im Alltag.او محبت خود را از طریق حرکات کوچک در زندگی روزمره نشان می‌داد.
  • Ihre Stimme klang voller Zärtlichkeit, als sie von ihrer Familie sprach.صدایش هنگام صحبت درباره خانواده‌اش پر از محبت بود.