die Zäsur

Aussprache: /t͡sɛˈzuːɐ̯/
Worttrennung: Zä·sur
اسم

وقفه، نقطه عطف، برش تاریخی

Bedeutungen

1

یک نقطه یا دوره زمانی مهم که نشان‌دهنده یک تغییر یا پایان یک دوره و آغاز دوره‌ای جدید است.

  • Der Fall der Berliner Mauer war eine Zäsur in der deutschen Geschichte.سقوط دیوار برلین نقطه‌عطفی در تاریخ آلمان بود.
  • Diese Entscheidung markiert eine Zäsur in seiner Karriere.این تصمیم نشان‌دهنده یک نقطه عطف در حرفه اوست.
  • Die Erfindung des Buchdrucks war eine Zäsur für die Verbreitung von Wissen.اختراع چاپ کتاب، وقفه‌ای برای انتشار دانش بود.
2

در شعر، یک وقفه یا توقف در ریتم یا ساختار جمله.

  • Der Dichter nutzte eine Zäsur, um die Bedeutung des Verses zu betonen.شاعر از یک وقفه برای تأکید بر معنای مصرع استفاده کرد.
  • Die Zäsur im Vers erzeugt eine besondere Wirkung.وقفه در مصرع، تأثیر ویژه‌ای ایجاد می‌کند.
  • Manchmal wird die Zäsur durch Satzzeichen angezeigt.گاهی اوقات وقفه با علائم نگارشی نشان داده می‌شود.