der Zügel

Aussprache: /ˈtsyːɡl̩/
Worttrennung: Zü·gel
اسم

مهار، افسار (اسب)

Beispiele

  • Herr Meyer hielt vor dem Stall ein schwitzendes Pferd am ''Zügel,'' als Werner im Stechschritt das Gutshaus verließ.آقای مایر اسب عرق‌کرده‌ای را جلوی طویله با افسار نگه داشته بود، در حالی که ورنر با گام‌های بلند از عمارت خارج می‌شد.
  • Und die Pferde, die den Leichenwagen ziehen, welcher plötzlich vor ihm ist, haben goldene ''Zügel'' und schwarzweiße Federbüsche.و اسب‌هایی که کالسکه حمل جسد را می‌کشند، که ناگهان جلوی او ظاهر می‌شود، افسارهای طلایی و دسته‌های پر سیاه و سفید دارند.