das Zündholz
کبریت
Bedeutungen
1
چوب کوچک و نازکی که سر آن با مادهای شیمیایی آغشته شده و با کشیدن روی سطح زبر آتش میگیرد؛ وسیلهای برای روشن کردن آتش.
- Kannst du mir bitte ein Zündholz geben, um die Kerze anzuzünden?میتوانی لطفاً یک کبریت به من بدهی تا شمع را روشن کنم؟
- Er fand ein einziges Zündholz in der Schachtel.او یک کبریت در جعبه پیدا کرد.
- Das Zündholz war nach einmaligem Gebrauch verbraucht.کبریت پس از یک بار استفاده تمام شد.