das Zündholz

Aussprache: /ˈt͡sʏntˌhɔlt͡s/
Worttrennung: Zünd·holz
اسم

کبریت

Bedeutungen

1

چوب کوچک و نازکی که سر آن با ماده‌ای شیمیایی آغشته شده و با کشیدن روی سطح زبر آتش می‌گیرد؛ وسیله‌ای برای روشن کردن آتش.

  • Kannst du mir bitte ein Zündholz geben, um die Kerze anzuzünden?می‌توانی لطفاً یک کبریت به من بدهی تا شمع را روشن کنم؟
  • Er fand ein einziges Zündholz in der Schachtel.او یک کبریت در جعبه پیدا کرد.
  • Das Zündholz war nach einmaligem Gebrauch verbraucht.کبریت پس از یک بار استفاده تمام شد.