die Zündschnur
فتیله، چاشنی
Bedeutungen
1
یک طناب یا رشته آغشته به مادهای قابل اشتعال که برای انتقال شعله یا جرقه به ماده منفجره یا منبع احتراق استفاده میشود.
- Die Zündschnur wurde vorsichtig angezündet.چاشنی با احتیاط روشن شد.
- Man musste die Zündschnur rechtzeitig kürzen.لازم بود که فتیله به موقع کوتاه شود.
- Die Länge der Zündschnur bestimmt die Brenndauer.طول فتیله، مدت زمان سوختن را تعیین میکند.