die Zündung

Aussprache: /ˈtsʏndʊŋ/
Worttrennung: Zün·dung
اسم

احتراق، جرقه زدن، استارت موتور

Bedeutungen

1

فرآیند شروع احتراق در موتورهای احتراق داخلی، معمولاً از طریق جرقه شمع.

  • Die Zündung des Motors erfolgte nach wenigen Umdrehungen.استارت موتور پس از چند دور چرخش صورت گرفت.
  • Ein Problem mit der Zündung kann dazu führen, dass das Auto nicht startet.مشکل در سیستم جرقه‌زنی می‌تواند باعث روشن نشدن خودرو شود.
  • Der Mechaniker überprüfte die Zündung und die Zündkerzen.مکانیک سیستم جرقه‌زنی و شمع‌ها را بررسی کرد.
2

لحظه یا عمل شروع جرقه زدن یا احتراق.

  • Die Zündung der Rakete war erfolgreich.روشن شدن موشک موفقیت‌آمیز بود.
  • Bei der Zündung des Feuers wurde viel Rauch freigesetzt.در هنگام روشن کردن آتش، دود زیادی آزاد شد.
  • Die Zündung des Gasherdes erfordert Vorsicht.روشن کردن اجاق گاز نیازمند احتیاط است.