die Zaghaftigkeit

Aussprache: /ˈtsaːkhaftɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Zag·haf·tig·keit
اسم

تردید، تردیدآمیز بودن، سستی

Bedeutungen

1

حالتی از تردید، عدم قاطعیت یا سستی در عمل یا تصمیم‌گیری؛ تمایل به تأخیر انداختن یا اجتناب از اقدام به دلیل عدم اطمینان یا ترس.

  • Seine Zaghaftigkeit bei wichtigen Entscheidungen führte oft zu Problemen.تردید او در تصمیم‌گیری‌های مهم اغلب منجر به مشکلاتی می‌شد.
  • Die Zaghaftigkeit des Unternehmens, neue Märkte zu erschließen, war enttäuschend.سستی شرکت در ورود به بازارهای جدید، ناامیدکننده بود.
  • Trotz des guten Angebots zeigte sie eine gewisse Zaghaftigkeit beim Kauf des Hauses.با وجود پیشنهاد خوب، او در خرید خانه تردید قابل توجهی نشان داد.