der Zahlungsaufschub

Aussprache: /ˈtsaːlʊŋsˌaʊ̯fʃuːp/
Worttrennung: Zah·lungs·auf·schub
اسم

تعویق پرداخت، مهلت پرداخت

Bedeutungen

1

اجازه یا مهلتی که به بدهکار داده می‌شود تا پرداخت بدهی خود را به تعویق بیندازد.

  • Der Schuldner bat um einen Zahlungsaufschub für die offene Rechnung.بدهکار مهلت پرداخت برای صورتحساب معوقه را درخواست کرد.
  • Aufgrund der wirtschaftlichen Schwierigkeiten wurde den Unternehmen ein Zahlungsaufschub gewährt.به دلیل مشکلات اقتصادی، به شرکت‌ها مهلت پرداخت داده شد.
  • Ein Zahlungsaufschub kann helfen, kurzfristige Liquiditätsprobleme zu überbrücken.تعویق پرداخت می‌تواند به رفع مشکلات نقدینگی کوتاه‌مدت کمک کند.