die Zahlungsklage

Aussprache: /ˈtsaːlʊŋsˌklaːɡə/
Worttrennung: Zah·lungs·kla·ge
اسم

دعوای پرداخت، دادخواست مطالبه وجه

Bedeutungen

1

یک اقدام قانونی که توسط طلبکار برای دریافت مبلغ بدهی از بدهکار آغاز می‌شود.

  • Der Lieferant hat eine Zahlungsklage gegen das säumige Unternehmen eingereicht.تأمین‌کننده دادخواست مطالبه وجه علیه شرکت بدهکار را ثبت کرده است.
  • Eine Zahlungsklage kann teuer und zeitaufwendig sein.دعوای پرداخت می‌تواند پرهزینه و زمان‌بر باشد.
  • Bevor es zur Zahlungsklage kommt, versuchen wir meist, eine außergerichtliche Einigung zu erzielen.قبل از اینکه به دعوای پرداخت برسیم، معمولاً سعی می‌کنیم به توافق خارج از دادگاه دست یابیم.