der Zahnarzt
دندانپزشک
Bedeutungen
1
پزشکی که در زمینه تشخیص، پیشگیری و درمان بیماریها و ناهنجاریهای دهان و دندان تخصص دارد.
- Ich habe morgen einen Termin beim Zahnarzt.من فردا وقت ملاقات با دندانپزشک دارم.
- Der Zahnarzt hat mir geraten, zweimal täglich die Zähne zu putzen.دندانپزشک به من توصیه کرد که روزی دو بار مسواک بزنم.
- Sie geht regelmäßig zur Kontrolle zum Zahnarzt.او به طور منظم برای معاینه به دندانپزشک مراجعه میکند.