اسم
زامبا (در انسانشناسی: فرزند مونث با یک والد سرخپوست و یک والد سیاهپوست یا با اجداد سرخپوست و سیاهپوست)
جملات نمونه برای Zamba:
Sie schwankte noch, ob sie hineingehen oder bleiben und die Komplimente und Liebeserklärungen ihres Künftigen entgegen nehmen solle; während die unruhige ''Zamba'' ein außerordentliches Vergnügen daran fand, die beiden Verlobten in ihrer fatalen Situation zu beobachten.
او هنوز مردد بود که وارد شود یا بماند و تعارفات و اظهارات عاشقانه نامزدش را بپذیرد؛ در حالی که زامبای بیقرار از تماشای این دو نامزد در وضعیت ناگوارشان لذت فوقالعادهای میبرد.