اسم
چارچوب، قاب (در یا پنجره یا مبلمان)
جملات نمونه برای Zarge:
Die ''Zargen'' müssen so eingebaut werden, dass die Fensterflügel gut schließen.
«چارچوبها» باید به گونهای نصب شوند که لنگههای پنجره به خوبی بسته شوند.
„Erst jetzt sah er, dass im unteren Bereich der Tür zwischen Türblatt und ''Zarge'' ein etwa ein Zentimeter breiter Spalt klaffte, der nach oben hin schmaler wurde und aus dem das Wasser schoss.“
«تازه حالا او دید که در قسمت پایینی در، بین لنگه در و «چارچوب»، شکافی به پهنای حدود یک سانتیمتر دهان باز کرده که به سمت بالا باریکتر میشد و آب از آن بیرون میزد.»