das Zartgefühl

Aussprache: /ˈtsaʁtɡəˌfyːl/
Worttrennung: Zart·ge·fühl
اسم

ظرافت، حساسیت، ملاحظه

Bedeutungen

1

داشتن درک و توجه به احساسات و نیازهای دیگران؛ رفتار با ملاحظه و دلسوزانه، به خصوص در موقعیت‌های حساس.

  • Er zeigte großes Zartgefühl im Umgang mit der verletzten Person.او در برخورد با فرد مجروح، ملاحظه زیادی از خود نشان داد.
  • Man braucht viel Zartgefühl, um über solche Themen zu sprechen.برای صحبت در مورد چنین موضوعاتی به ظرافت زیادی نیاز است.
  • Ihr Zartgefühl machte sie zu einer geschätzten Freundin.حساسیت او، وی را به دوستی عزیز تبدیل کرده بود.