die Zauberhand
دست جادویی
Bedeutungen
1
دستی که قادر به انجام کارهای خارقالعاده یا جادویی است؛ یا به طور استعاری، توانایی انجام سریع و ماهرانه کارها.
- Der Magier ließ die Münze mit seiner Zauberhand verschwinden.جادوگر سکه را با دست جادوییاش ناپدید کرد.
- Sie hat eine wahre Zauberhand, wenn es ums Backen geht.او در مورد شیرینیپزی واقعاً دست جادویی دارد.
- Mit seiner Zauberhand reparierte er das komplizierte Gerät in Minuten.او با دست ماهرش دستگاه پیچیده را در عرض چند دقیقه تعمیر کرد.