der Zauberstab

Aussprache: /ˈtsaʊ̯bɐˌʃtaːp/
Worttrennung: Zau·ber·stab
اسم

چوب جادو

Bedeutungen

1

عصای کوچک و تزئینی که در داستان‌های جادویی و افسانه‌ها توسط جادوگران یا پریان برای اجرای جادو استفاده می‌شود.

  • Die Hexe schwang ihren Zauberstab und sprach einen mächtigen Spruch.جادوگر چوب جادوی خود را چرخاند و ورد قدرتمندی را خواند.
  • In dem Märchen verwandelt der Zauberer mit seinem Zauberstab einen Stein in Gold.در آن افسانه، جادوگر با چوب جادوی خود سنگی را به طلا تبدیل می‌کند.
  • Das Kind spielte mit einem Spielzeug-Zauberstab und stellte sich vor, es könne fliegen.کودک با یک چوب جادوی اسباب‌بازی بازی می‌کرد و تصور می‌کرد که می‌تواند پرواز کند.