der Zauberstab
چوب جادو
Bedeutungen
1
عصای کوچک و تزئینی که در داستانهای جادویی و افسانهها توسط جادوگران یا پریان برای اجرای جادو استفاده میشود.
- Die Hexe schwang ihren Zauberstab und sprach einen mächtigen Spruch.جادوگر چوب جادوی خود را چرخاند و ورد قدرتمندی را خواند.
- In dem Märchen verwandelt der Zauberer mit seinem Zauberstab einen Stein in Gold.در آن افسانه، جادوگر با چوب جادوی خود سنگی را به طلا تبدیل میکند.
- Das Kind spielte mit einem Spielzeug-Zauberstab und stellte sich vor, es könne fliegen.کودک با یک چوب جادوی اسباببازی بازی میکرد و تصور میکرد که میتواند پرواز کند.