der Zaungast

Aussprache: /ˈt͡saʊ̯nˌɡast/
Worttrennung: Zaun·gast
اسم

تماشاگر غیرمستقیم، ناظر از دور

Bedeutungen

1

شخصی که رویدادی را از دور یا بدون دخالت مستقیم مشاهده می‌کند، اغلب بدون اینکه بخشی از آن باشد.

  • Er stand am Zaun und war nur ein Zaungast bei der Feier.او کنار حصار ایستاده بود و فقط ناظری از دور در جشن بود.
  • Als Zaungast konnte sie die Aufregung der Menge spüren, ohne selbst teilzunehmen.به عنوان ناظر از دور، او می‌توانست هیجان جمعیت را احساس کند بدون اینکه خودش شرکت کند.
  • Viele Menschen sind nur Zaungäste in politischen Debatten und äußern keine eigene Meinung.بسیاری از مردم فقط ناظران غیرمستقیم در بحث‌های سیاسی هستند و نظر خود را بیان نمی‌کنند.