der Zaungast
تماشاگر غیرمستقیم، ناظر از دور
Bedeutungen
1
شخصی که رویدادی را از دور یا بدون دخالت مستقیم مشاهده میکند، اغلب بدون اینکه بخشی از آن باشد.
- Er stand am Zaun und war nur ein Zaungast bei der Feier.او کنار حصار ایستاده بود و فقط ناظری از دور در جشن بود.
- Als Zaungast konnte sie die Aufregung der Menge spüren, ohne selbst teilzunehmen.به عنوان ناظر از دور، او میتوانست هیجان جمعیت را احساس کند بدون اینکه خودش شرکت کند.
- Viele Menschen sind nur Zaungäste in politischen Debatten und äußern keine eigene Meinung.بسیاری از مردم فقط ناظران غیرمستقیم در بحثهای سیاسی هستند و نظر خود را بیان نمیکنند.