das Zedernwäldchen
بیشه کوچک سرو
Bedeutungen
1
یک منطقه کوچک پوشیده از درختان سرو، که معمولاً به صورت طبیعی یا کاشته شده است.
- Wir machten ein Picknick in einem schattigen Zedernwäldchen.ما در بیشه کوچک سرو سایهداری پیکنیک کردیم.
- Das Zedernwäldchen duftete intensiv nach Harz.بیشه کوچک سرو به شدت بوی رزین میداد.
- Ein kleiner Bach floss durch das Zedernwäldchen.یک جویبار کوچک از میان بیشه کوچک سرو میگذشت.