zehnteln
به ده قسمت تقسیم کردن، یکدهم کردن
Beispiele
- Der Nachlass ''wurde gezehntelt.ارثیه به ده قسمت تقسیم شد.
- Wir ''zehntelten'' den Gewinn.ما سود را به ده قسمت تقسیم کردیم.
- Der Gastgeber ''zehntelte'' den Kuchen für seine Gäste.میزبان کیک را برای مهمانانش به ده قسمت تقسیم کرد.
- Lass Silvia das Material ''zehnteln,'' damit jeder etwas bekommt.بگذار سیلویا مواد را به ده قسمت تقسیم کند تا هر کس چیزی داشته باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به ده قسمت تقسیم کردن، چیزی را به یکدهم کاهش دادن
- Man kann die Fläche zehnteln, um kleinere Parzellen zu erhalten.میتوان مساحت را به ده قسمت تقسیم کرد تا قطعات کوچکتر به دست آید.
- Die Produktion wurde gezehntelt, um Kosten zu sparen.تولید برای صرفهجویی در هزینهها به یکدهم کاهش یافت.