zehnteln

Aussprache: /ˈt͡seːntl̩n/
Wortzerlegung: zehn·teln
فعل

به ده قسمت تقسیم کردن، یک‌دهم کردن

Beispiele

  • Der Nachlass ''wurde gezehntelt.ارثیه به ده قسمت تقسیم شد.
  • Wir ''zehntelten'' den Gewinn.ما سود را به ده قسمت تقسیم کردیم.
  • Der Gastgeber ''zehntelte'' den Kuchen für seine Gäste.میزبان کیک را برای مهمانانش به ده قسمت تقسیم کرد.
  • Lass Silvia das Material ''zehnteln,'' damit jeder etwas bekommt.بگذار سیلویا مواد را به ده قسمت تقسیم کند تا هر کس چیزی داشته باشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به ده قسمت تقسیم کردن، چیزی را به یک‌دهم کاهش دادن

  • Man kann die Fläche zehnteln, um kleinere Parzellen zu erhalten.می‌توان مساحت را به ده قسمت تقسیم کرد تا قطعات کوچک‌تر به دست آید.
  • Die Produktion wurde gezehntelt, um Kosten zu sparen.تولید برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها به یک‌دهم کاهش یافت.