اسم
رنگ و بوی زمانه، جو حاکم بر یک دوره تاریخی
جملات نمونه برای Zeitkolorit:
Der Film beschreibt das ''Zeitkolorit'' der siebziger Jahre.
این فیلم جو حاکم بر دهه هفتاد را توصیف میکند.
„Die Sache ist hier nicht nur erwähnenswert, weil sie Wieland zu schaffen macht, seine prekäre Stellung wenigstens zwischenzeitlich weiter beschädigt und ihm die Zeit stiehlt, sondern auch, weil sich aus ihr ein wunderliches ''Zeitkolorit'' gewinnen lässt, auch in politischer Hinsicht.“
«این موضوع در اینجا نه تنها به این دلیل قابل ذکر است که ویلاند را به دردسر میاندازد، حداقل موقتاً موقعیت متزلزل او را بیشتر آسیب میزند و وقت او را میدزدد، بلکه به این دلیل است که از آن میتوان یک رنگ و بوی عجیب زمانه، حتی از منظر سیاسی، به دست آورد.»