اسم
محدودیت زمانی، مهلت
جملات نمونه برای Zeitlimit:
Das ''Zeitlimit'' für die Aufgabe beträgt 5 Minuten.
محدودیت زمانی برای این کار ۵ دقیقه است.
„Die Aussicht, als Alterspräsident ohne ''Zeitlimit'' im Bundestag sprechen zu können, gefällt dem gebürtigen Berliner.“
«چشمانداز سخنرانی بدون محدودیت زمانی در بوندستاگ به عنوان رئیس سنی، برای این برلینیالاصل خوشایند است.»