die Zeitsoldatin
سرباز قراردادی، سرباز موقت (زن)
Beispiele
- Gleich nach dem Abitur bewarb sich meine Schwester als ''Zeitsoldatin'' bei der Bundeswehr.خواهرم بلافاصله پس از دیپلم، به عنوان سرباز قراردادی در ارتش آلمان درخواست داد.
سرباز قراردادی، سرباز موقت (زن)