der Zeitungsladen

Aussprache: /ˈtsaɪ̯tʊŋsˌlaːdn̩/
Worttrennung: Zei·tungs·la·den
اسم

دکه روزنامه‌فروشی، کیوسک روزنامه

Bedeutungen

1

مکانی کوچک که روزنامه، مجله و گاهی اوقات تنقلات یا سیگار فروخته می‌شود.

  • Ich kaufe meine Morgenzeitung jeden Tag im Zeitungsladen an der Ecke.من هر روز روزنامه صبحم را از دکه روزنامه‌فروشی سر نبش می‌خرم.
  • Der Zeitungsladen hat auch eine kleine Auswahl an Süßigkeiten.دکه روزنامه‌فروشی همچنین مجموعه کوچکی از شیرینی‌جات را دارد.
  • Nach der Schließung des Zeitungsladens gibt es hier kaum noch etwas zu kaufen.پس از تعطیلی دکه روزنامه‌فروشی، دیگر به ندرت چیزی برای خرید در اینجا وجود دارد.