das Zeitungsmädchen
دختر روزنامهفروش
Bedeutungen
1
دختری که روزنامه میفروشد، معمولاً در خیابان یا در ایستگاههای قطار.
- Das Zeitungsmädchen rief laut die Schlagzeilen aus.دختر روزنامهفروش با صدای بلند تیترهای خبری را اعلام میکرد.
- Früher waren Zeitungsmädchen eine häufige Erscheinung in den Städten.در گذشته دختران روزنامهفروش پدیدهای رایج در شهرها بودند.
- Er kaufte jeden Morgen seine Zeitung von demselben Zeitungsmädchen.او هر روز صبح روزنامهاش را از همان دختر روزنامهفروش میخرید.