der Zeitungsstoß

Aussprache: /ˈtsaɪ̯tʊŋsˌʃtoːs/
Worttrennung: Zei·tungs·stoß
اسم

توده روزنامه، کپه روزنامه

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از روزنامه‌ها که روی هم انباشته شده‌اند، معمولاً برای خواندن، بایگانی یا بازیافت.

  • Der alte Zeitungsstoß im Keller nahm viel Platz ein.توده روزنامه‌های قدیمی در زیرزمین فضای زیادی را اشغال کرده بود.
  • Sie stapelte die gelesenen Zeitungen zu einem großen Zeitungsstoß.او روزنامه‌های خوانده شده را روی هم چید تا یک کپه بزرگ روزنامه درست کند.
  • Der Zeitungsstoß muss zum Recycling gebracht werden.توده روزنامه‌ها باید برای بازیافت برده شود.