der Zeitungsstoß
توده روزنامه، کپه روزنامه
Bedeutungen
1
مجموعهای از روزنامهها که روی هم انباشته شدهاند، معمولاً برای خواندن، بایگانی یا بازیافت.
- Der alte Zeitungsstoß im Keller nahm viel Platz ein.توده روزنامههای قدیمی در زیرزمین فضای زیادی را اشغال کرده بود.
- Sie stapelte die gelesenen Zeitungen zu einem großen Zeitungsstoß.او روزنامههای خوانده شده را روی هم چید تا یک کپه بزرگ روزنامه درست کند.
- Der Zeitungsstoß muss zum Recycling gebracht werden.توده روزنامهها باید برای بازیافت برده شود.