der Zeitvertrag

Aussprache: /ˈtsaɪtfɛɐ̯ˌtʁaːk/
Worttrennung: Zeit·ver·trag
اسم

قرارداد موقت

Bedeutungen

1

قرارداد کاری که برای مدت زمان معین و مشخصی منعقد می‌شود و پس از پایان آن، خود به خود خاتمه می‌یابد.

  • Sie hat einen Zeitvertrag für sechs Monate unterschrieben.او یک قرارداد موقت شش ماهه امضا کرده است.
  • Der Zeitvertrag läuft Ende des Monats aus.قرارداد موقت در پایان ماه منقضی می‌شود.
  • Viele Studenten arbeiten mit einem Zeitvertrag während ihres Studiums.بسیاری از دانشجویان در طول تحصیل خود با یک قرارداد موقت کار می‌کنند.