die Zentralmacht

Aussprache: /tsɛnˈtraːlˌmaxt/
Worttrennung: Zen·tral·macht
اسم

قدرت مرکزی

Bedeutungen

1

قدرت یا اقتدار حاکمیت که در یک دولت یا سازمان متمرکز است و بر مناطق یا واحدهای زیرمجموعه اعمال می‌شود.

  • Die Zentralmacht versuchte, die Kontrolle über die Provinzen zu behalten.قدرت مرکزی تلاش کرد تا کنترل مناطق را حفظ کند.
  • In einem föderalen System ist die Macht zwischen Zentralmacht und Gliedstaaten aufgeteilt.در یک سیستم فدرال، قدرت بین قدرت مرکزی و ایالت‌های عضو تقسیم می‌شود.
  • Die Geschichte zeigt den Kampf um die Zentralmacht.تاریخ، مبارزه برای قدرت مرکزی را نشان می‌دهد.