die Zentralmacht
قدرت مرکزی
Bedeutungen
1
قدرت یا اقتدار حاکمیت که در یک دولت یا سازمان متمرکز است و بر مناطق یا واحدهای زیرمجموعه اعمال میشود.
- Die Zentralmacht versuchte, die Kontrolle über die Provinzen zu behalten.قدرت مرکزی تلاش کرد تا کنترل مناطق را حفظ کند.
- In einem föderalen System ist die Macht zwischen Zentralmacht und Gliedstaaten aufgeteilt.در یک سیستم فدرال، قدرت بین قدرت مرکزی و ایالتهای عضو تقسیم میشود.
- Die Geschichte zeigt den Kampf um die Zentralmacht.تاریخ، مبارزه برای قدرت مرکزی را نشان میدهد.