der Zentrumspolitiker
سیاستمدار حزب مرکز
Bedeutungen
1
سیاستمداری که عضو حزب مرکز (معمولاً احزاب محافظهکار یا میانهرو) است.
- Der Zentrumspolitiker sprach sich für eine moderate Steuerreform aus.سیاستمدار حزب مرکز از یک اصلاحات مالیاتی میانهرو حمایت کرد.
- Als erfahrener Zentrumspolitiker hat er viele Gesetze mitgestaltet.او به عنوان یک سیاستمدار باتجربه حزب مرکز، در تدوین بسیاری از قوانین نقش داشته است.
- Die Partei wählte einen neuen Vorsitzenden, der ein bekannter Zentrumspolitiker ist.حزب، رئیس جدیدی را انتخاب کرد که یک سیاستمدار شناخته شده حزب مرکز است.