der Zerfall

Aussprache: /t͡sɛrˈfal/
Worttrennung: Zer·fall
اسم

فروپاشی، تجزیه، انحلال

Bedeutungen

1

فرایند از هم پاشیدن، تجزیه شدن یا از دست دادن ساختار و انسجام؛ انحطاط یا نابودی تدریجی.

  • Der Zerfall des Römischen Reiches war ein langer Prozess.فروپاشی امپراتوری روم فرایندی طولانی بود.
  • Der Zerfall der Werte in der Gesellschaft bereitet vielen Sorgen.انحطاط ارزش‌ها در جامعه بسیاری را نگران می‌کند.
  • Radioaktiver Zerfall ist ein natürlicher Prozess.تجزیه رادیواکتیو یک فرایند طبیعی است.