der Zerfall
فروپاشی، تجزیه، انحلال
Bedeutungen
1
فرایند از هم پاشیدن، تجزیه شدن یا از دست دادن ساختار و انسجام؛ انحطاط یا نابودی تدریجی.
- Der Zerfall des Römischen Reiches war ein langer Prozess.فروپاشی امپراتوری روم فرایندی طولانی بود.
- Der Zerfall der Werte in der Gesellschaft bereitet vielen Sorgen.انحطاط ارزشها در جامعه بسیاری را نگران میکند.
- Radioaktiver Zerfall ist ein natürlicher Prozess.تجزیه رادیواکتیو یک فرایند طبیعی است.