die Zerrüttung
نابسامانی، فروپاشی، اختلال شدید
Bedeutungen
1
وضعیت شدید بینظمی، فروپاشی یا اختلال در یک سیستم، رابطه یا وضعیت.
- Der Krieg führte zur völligen Zerrüttung der Wirtschaft.جنگ منجر به فروپاشی کامل اقتصاد شد.
- Die Ehe endete in einer tiefen Zerrüttung.این ازدواج به یک نابسامانی عمیق پایان یافت.
- Die Zerrüttung der sozialen Strukturen war offensichtlich.اختلال شدید در ساختارهای اجتماعی آشکار بود.