die Zerreißprobe

Aussprache: /ˌt͡sɛʁaɪ̯sˈpʁoːbə/
Worttrennung: Zer·reiß·pro·be
اسم

آزمون طاقت‌فرسا، موقعیت بحرانی، امتحان دشوار

Bedeutungen

1

یک موقعیت یا رویداد بسیار دشوار و طاقت‌فرسا که توانایی‌ها، مقاومت یا روابط افراد را تا حد زیادی به چالش می‌کشد.

  • Die Krise war eine echte Zerreißprobe für die Familie.بحران، آزمونی واقعاً طاقت‌فرسا برای خانواده بود.
  • Diese Verhandlung wird eine Zerreißprobe für beide Seiten.این مذاکره آزمونی دشوار برای هر دو طرف خواهد بود.
  • Die lange Krankheit war eine Zerreißprobe für seine Nerven.بیماری طولانی، امتحان سختی برای اعصاب او بود.