die Zerreißprobe
آزمون طاقتفرسا، موقعیت بحرانی، امتحان دشوار
Bedeutungen
1
یک موقعیت یا رویداد بسیار دشوار و طاقتفرسا که تواناییها، مقاومت یا روابط افراد را تا حد زیادی به چالش میکشد.
- Die Krise war eine echte Zerreißprobe für die Familie.بحران، آزمونی واقعاً طاقتفرسا برای خانواده بود.
- Diese Verhandlung wird eine Zerreißprobe für beide Seiten.این مذاکره آزمونی دشوار برای هر دو طرف خواهد بود.
- Die lange Krankheit war eine Zerreißprobe für seine Nerven.بیماری طولانی، امتحان سختی برای اعصاب او بود.