die Zerstörung
تخریب، نابودی
Bedeutungen
1
عمل یا فرآیند آسیب رساندن شدید به چیزی به طوری که دیگر قابل استفاده یا شناسایی نباشد؛ نابودی یا ویرانی.
- Die Zerstörung der Stadt durch den Krieg war immens.تخریب شهر توسط جنگ عظیم بود.
- Der Sturm verursachte massive Zerstörung in der Küstenregion.طوفان باعث تخریب گستردهای در منطقه ساحلی شد.
- Die Zerstörung alter Gebäude ist oft ein Verlust für das kulturelle Erbe.تخریب ساختمانهای قدیمی اغلب ضایعهای برای میراث فرهنگی است.