das Zerwürfnis
اختلاف، کدورت، تفرقه، جدایی
Bedeutungen
1
اختلاف نظر شدید، درگیری یا تفرقه که منجر به قطع رابطه یا جدایی بین افراد یا گروهها میشود.
- Ein tiefes Zerwürfnis trennte die beiden Freunde.یک اختلاف عمیق، آن دو دوست را از هم جدا کرد.
- Das Zerwürfnis in der Familie war wegen des Erbes.اختلاف در خانواده به خاطر ارث بود.
- Nach dem Streit gab es ein langes Zerwürfnis zwischen ihnen.بعد از دعوا، کدورت طولانی بین آنها حاکم شد.