der Zeugenbeistand

Aussprache: /ˌt͡sɔɪ̯ɡn̩ˈbaɪ̯ʃtant/
Worttrennung: Zeu·gen·bei·stand
اسم

حمایت شاهد، وکیل مدافع شاهد

Bedeutungen

1

حق یا حضور یک وکیل یا مشاور برای حمایت از یک شاهد در طول بازجویی یا شهادت دادن در دادگاه، به منظور اطمینان از رعایت حقوق شاهد.

  • Der Zeuge bat um Zeugenbeistand während der Befragung.شاهد در طول بازجویی درخواست حمایت شاهد کرد.
  • In diesem Fall ist Zeugenbeistand gesetzlich vorgeschrieben.در این مورد، حمایت شاهد از نظر قانونی الزامی است.
  • Der Anwalt leistete der Zeugin wichtigen Zeugenbeistand.وکیل حمایت مهمی از شاهد (زن) ارائه داد.