die Zeugenvernehmung

Aussprache: /ˈt͡sɔʏɡn̩fɛɐ̯ˌneːmʊŋ/
Worttrennung: Zeu·gen·ver·neh·mung
اسم

شهادت‌گیری، بازجویی از شهود

Bedeutungen

1

فرآیند رسمی پرسیدن سوال از شاهدان توسط پلیس، دادستان یا وکیل در طول تحقیقات یا در دادگاه برای جمع‌آوری اطلاعات مربوط به یک جرم.

  • Die Zeugenvernehmung fand gestern im Beisein eines Anwalts statt.شهادت‌گیری دیروز با حضور یک وکیل انجام شد.
  • Die Ergebnisse der Zeugenvernehmung sind entscheidend für den Fall.نتایج بازجویی از شهود برای پرونده حیاتی است.
  • Die Polizei plant eine weitere Zeugenvernehmung in den nächsten Tagen.پلیس در روزهای آینده بازجویی بیشتری از شهود را برنامه‌ریزی کرده است.