der Zickenkampf

Aussprache: /ˈtsɪkənˌkampf/
Worttrennung: Zi·cken·kampf
اسم

دعوای زنانه، درگیری لفظی یا فیزیکی شدید بین زنان

Bedeutungen

1

اصطلاحی عامیانه برای توصیف درگیری، مشاجره یا رقابت شدید، معمولاً بین زنان، که می‌تواند لفظی یا فیزیکی باشد.

  • Die beiden Kolleginnen lieferten sich einen echten Zickenkampf um die Beförderung.دو همکار بر سر ترفیع شغلی، یک دعوای زنانه واقعی را آغاز کردند.
  • Auf der Party gab es einen kleinen Zickenkampf wegen des letzten Stücks Kuchen.در مهمانی به خاطر آخرین تکه کیک، یک درگیری کوچک زنانه رخ داد.
  • Dieser Zickenkampf zwischen den Sängerinnen schadet nur der Band.این دعوای زنانه بین خوانندگان فقط به گروه آسیب می‌زند.