das Ziegenhorn

Aussprache: /ˈt͡siːɡn̩ˌhɔʁn/
Worttrennung: Zie·gen·horn
اسم

شاخ بز

Bedeutungen

1

شاخ استخوانی که از سر بز یا بز کوهی رشد می‌کند و معمولاً به صورت منحنی یا پیچ‌خورده است.

  • Das Ziegenhorn wurde zu einem Musikinstrument verarbeitet.شاخ بز به یک ساز موسیقی تبدیل شد.
  • Die Ziege rieb ihr Ziegenhorn an einem Baumstamm.بز شاخ خود را به تنه درخت مالید.
  • In der Ausstellung wurde ein ausgestopftes Tier mit einem beeindruckenden Ziegenhorn gezeigt.در نمایشگاه، حیوانی تاکسیدرمی شده با شاخ بز چشمگیر به نمایش گذاشته شد.